حسین مسرّتروزی به سراغم خواهی آمد و کوبه های خانۀ عشق را خواهی کوبید، کوبه هایی که چون گوشواره های عروسان شهر عشق بر چهرۀ آفتاب سوخته خانهام قرار دارد.کوبه یعنی من، کوبه یعنی تو، کوبه یعنی ما، کوبه
حسین مسرّتدر بایستگی و کارآمدی اسناد تاریخی سخن بسیار گفته شده و خواهد شد. دیگر هیچ یک از پژوهشگران معاصر نیستند که ندانند اکنون مهمترین جزء و عناصر سازندۀ کتب تاریخی، اسناد است، اسنادی که در ابتدا
حسین مسرّتدر دل پس کوچه های شهر ما گم می شویچون غریبی آشنا مهمان مردم می شویدر خم این کوچه های پیچ در پیچ و نجیبمهربانی دیده، شاد و پر تبسم می شوی (ح.م)یک نشانی به تو خواهم داد که اگر راه بجویی و بد
حسین مسرّت ميرزا عبدالمحمّد اشتري يزدي ( حدود 1230 ق ) مؤلّفان دو تذکرۀ سخنوران يزد ( خاضع ، 12) و تذکرۀ شعراي يزد ( فتوحي ، 178) به اشتباه نام کوچک او را عبدالحميد ثبت کرده اند.وی فرزند محمّدعل
حسین مسرّتدر میان برزن اهرستان قدیم و در گوشۀ برزن کنونی سر دوراه یزد و در میانۀ کوچه معروف به هزار درخت *(این کوچه از محلّۀ اهرستان تا چهارمنار امتداد داشته است.) که یادگار همّت والای یکی از حاکمان
حسین مسرّت در بایستگی و کارآمدی اسناد تاریخی سخن بسیار گفته شده و خواهد شد. دیگر هیچ یک از پژوهشگران معاصر نیستند که ندانند اکنون مهمترین جزء و عناصر سازندۀ کتب تاریخی، اسناد است، اسنادی که د